1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫-چشمان سوگوار-

2
00:01:32,660 --> 00:01:37,000
‫قسمت هفتم

3
00:01:51,120 --> 00:01:55,130
‫به چالش کشیدنِ قدرتِ خانواده
‫و هیئت مدیره مدرسه برات تفریحه؟

4
00:01:55,130 --> 00:01:58,700
‫اینکه شما کله‌گنده‌ها رو الکی
‫این‌ور اون‌ور بکشونم، خیلی حال می‌ده.

5
00:01:59,340 --> 00:02:00,760
‫تو...

6
00:02:01,370 --> 00:02:04,430
‫این بچه‌بازی‌هات واقعاً وحشتناکه.

7
00:02:04,430 --> 00:02:06,520
‫مهم نیست چه برداشتی از کارای من دارید،

8
00:02:06,520 --> 00:02:09,980
‫من هدیه‌ی خانواده گاتوسو رو قبول نمی‌کنم.

9
00:02:09,980 --> 00:02:13,900
‫تو نادری. اولین نابغه خانواده ما در طول قرن‌ها.

10
00:02:13,900 --> 00:02:16,570
‫خانواده داره «پروژه نیبلونگن» رو جلو می‌بره

11
00:02:16,570 --> 00:02:20,870
‫تا جایگاه آینده تو رو تضمین کنه.

12
00:02:20,870 --> 00:02:23,780
‫من فقط نصفِ خونِ گاتوسو رو به ارث بردم.

13
00:02:23,780 --> 00:02:28,710
‫نیمه دیگه از «گولوویگِ» حقیر میاد.

14
00:02:30,230 --> 00:02:36,850
‫درسته، خط خونیِ گولوویگ برای خانواده
‫به اندازه کافی اصیل نیست.

15
00:02:36,850 --> 00:02:42,690
‫اما کل خانواده تو رو به عنوان برجسته‌ترین
‫نواده‌ی این خط خونی به رسمیت می‌شناسن.

16
00:02:44,920 --> 00:02:46,890
‫زنی با اصل و نسبِ پایین

17
00:02:46,890 --> 00:02:49,880
‫با مردی از خون اصیل ازدواج کرد،
‫بچه‌ای به دنیا آورد،

18
00:02:50,480 --> 00:02:52,190
‫و بعد مُرد.

19
00:02:52,600 --> 00:02:55,070
‫خانواده شوهرش، خونِ اون زن رو تحقیر می‌کردن،

20
00:02:55,070 --> 00:02:58,240
‫اما بچه‌ای که خون اون زن تو رگ‌هاش بود
‫رو به رسمیت شناختن.

21
00:02:58,240 --> 00:03:02,740
‫سزار، مرگ مادرت هیچ ربطی به خانواده نداشت.

22
00:03:02,740 --> 00:03:06,360
‫مراسم تدفینش رو خودِ «پاپ» شخصاً برگزار کرد،

23
00:03:06,360 --> 00:03:08,960
‫و تمام اعضای خانواده هم حضور داشتن.

24
00:03:09,700 --> 00:03:10,990
‫مسخره‌بازی در نیار.

25
00:03:12,040 --> 00:03:14,320
‫ما خانواده‌ای از خونِ اژدها هستیم.

26
00:03:14,320 --> 00:03:16,910
‫مراسمی که پاپ برگزار کنه هم
‫می‌تونه حکم غرامت رو داشته باشه.

27
00:03:16,910 --> 00:03:19,140
‫اون افتخاری بود که خانواده بهش اعطا کرد.

28
00:03:19,140 --> 00:03:21,200
‫اگه واقعاً روحش زنده باشه،

29
00:03:21,200 --> 00:03:24,010
‫دلش نمی‌خواد تو رو در حال رسیدن
‫به افتخارات بزرگ ببینه؟

30
00:03:24,480 --> 00:03:28,510
‫پروژه نیبلونگن نشونه عشق خانواده به توئه.

31
00:03:28,510 --> 00:03:32,520
‫اگه ردش کنی، قلب مادرت رو هم می‌شکنی،

32
00:03:32,520 --> 00:03:35,310
‫چون اون داره از بهشت نگاهت می‌کنه.

33
00:03:35,310 --> 00:03:39,030
‫اون برای به دنیا آوردنِ من بهای سنگینی داد،

34
00:03:40,610 --> 00:03:42,820
‫ولی اون موقع کی به فکرش بود؟

35
00:03:44,250 --> 00:03:47,640
‫لحظه‌ای که مُرد، دیگه نه می‌دید و نه می‌شنید.

36
00:03:49,280 --> 00:03:52,600
‫تنها کاری که از دستم برمی‌اومد گرفتنِ دستش بود،

37
00:03:54,710 --> 00:03:56,090
‫و جرات نداشتم رهاش کنم.

38
00:03:59,420 --> 00:04:02,050
‫تنها رابطه‌ی بین اون و این دنیا،

39
00:04:02,870 --> 00:04:05,610
‫گرمایی بود که از کفِ دست من حس می‌کرد.

40
00:04:06,350 --> 00:04:09,060
‫عمو جان، قبلاً هم بهت گفتم،

41
00:04:09,060 --> 00:04:11,310
‫من از نسلِ گولوویگ هستم.

42
00:04:11,840 --> 00:04:14,880
‫خیلی با خانواده گاتوسوی شما صمیمی نیستم.

43
00:04:20,120 --> 00:04:25,080
‫چه طوفان بشه، چه بارون بیاد...

44
00:04:26,340 --> 00:04:30,580
‫سزار، دورانِ جدیدی داره نزدیک می‌شه.

45
00:04:32,090 --> 00:04:35,070
‫دورگه‌ها قادر خواهند بود امپراتوران اژدها رو بکشن.

46
00:04:35,070 --> 00:04:37,600
‫بعد از اینکه به تاریخِ «شاهِ اژدها» پایان دادیم،

47
00:04:37,600 --> 00:04:41,760
‫دورگه‌ها قدرتمندترین نژادِ روی زمین می‌شن.

48
00:04:41,760 --> 00:04:44,190
‫انسان‌ها خدمتگزار ما خواهند بود،

49
00:04:44,190 --> 00:04:48,380
‫و تو امپراتورِ این دوران جدید می‌شی.

50
00:04:48,380 --> 00:04:51,480
‫سزار، تجدید نظر کن.

51
00:04:52,090 --> 00:04:57,090
‫توی جلسه بعدی هیئت مدیره، خانواده دوباره
‫پروژه نیبلونگن رو مطرح می‌کنه،

52
00:04:57,090 --> 00:04:59,800
‫و تو تنها کاندیدا خواهی بود.

53
00:05:00,570 --> 00:05:03,190
‫این فرصت طلایی رو از دست نده.

54
00:05:03,190 --> 00:05:05,970
‫من آینده‌م رو با دستای خودم می‌سازم،

55
00:05:06,480 --> 00:05:11,900
‫نه به عنوان وارثِ خانواده گاتوسو،
‫بلکه به عنوان «سزار».

56
00:05:19,100 --> 00:05:21,430
‫این نامه‌ای از طرف پدرته.

57
00:05:21,430 --> 00:05:26,010
‫خانواده می‌دونه کسی که دوستش داری
‫از خط خونی اصیل نیست.

58
00:05:26,010 --> 00:05:30,220
‫اگه موافقت کنی که از پروژه نیبلونگن حمایت کنی،

59
00:05:30,220 --> 00:05:34,750
‫خانواده استثنا قائل می‌شه و نامزدیت
‫با «چن موتونگ» رو تایید می‌کنه.

60
00:05:34,750 --> 00:05:36,300
‫چه سخاوتمندانه!

61
00:05:36,810 --> 00:05:38,450
‫هنوز شک داری؟

62
00:05:38,450 --> 00:05:40,080
‫خانواده دوستت داره.

63
00:05:40,080 --> 00:05:43,440
‫چون دوستت داریم، حتی حاضریم
‫چن موتونگ رو بپذیریم

64
00:05:43,440 --> 00:05:46,150
‫و جایگاهِ مادرِ خانواده گاتوسو رو بهش بدیم.

65
00:05:48,980 --> 00:05:51,410
‫نامزدیِ من هیچ ربطی به خانواده نداره.

66
00:05:51,410 --> 00:05:54,080
‫حالا، سخاوتت رو بردار و گورت رو گم کن!

67
00:06:06,480 --> 00:06:09,000
‫داداش، حتماً لازمه خودت رانندگی کنی؟

68
00:06:09,000 --> 00:06:10,250
‫من می‌تونم بشینم پشت فرمون‌ها.

69
00:06:10,750 --> 00:06:11,580
‫نیازی نیست.

70
00:06:15,680 --> 00:06:17,130
‫کثیفه. می‌ندازمش دور.

71
00:06:18,190 --> 00:06:19,480
‫غذا رو حیف و میل نکن.

72
00:06:27,860 --> 00:06:29,860
‫ببخشید، نمی‌تونم دستامو پاک کنم. بیا.

73
00:06:32,480 --> 00:06:33,870
‫گزارش ماموریت روی گوشیمه.

74
00:06:33,870 --> 00:06:34,990
‫نوشتمش.

75
00:06:34,990 --> 00:06:36,300
‫گزارش ماموریت؟

76
00:06:36,300 --> 00:06:37,410
‫فقط امضاش کن.

77
00:06:37,410 --> 00:06:39,810
‫آها، راست می‌گی. من رهبر عملیاتم.

78
00:06:40,450 --> 00:06:41,580
‫نمی‌خوای بخونیش؟

79
00:06:41,580 --> 00:06:43,710
‫وقتی تو نوشتیش داداش، حتماً خوبه دیگه.

80
00:06:43,710 --> 00:06:44,380
‫بیا.

81
00:06:46,430 --> 00:06:49,000
‫راستی داداش، می‌تونم یه سوال بپرسم؟

82
00:06:49,000 --> 00:06:49,630
‫بپرس.

83
00:06:49,990 --> 00:06:54,140
‫تو... از اولش هم قصد نداشتی منو
‫توی ماموریت دخالت بدی، مگه نه؟

84
00:06:54,140 --> 00:06:57,210
‫درسته. نمی‌فهمم چرا تو رو به عنوان متخصص فرستادن.

85
00:06:57,210 --> 00:06:59,190
‫تو آموزش‌های لازم رو ندیدی.

86
00:06:59,190 --> 00:07:00,690
‫از پسش برنمی‌اومدی.

87
00:07:01,680 --> 00:07:06,640
‫می‌دونستم. با اینکه می‌دونم بی‌عُرضه‌م،
‫ولی حداقل می‌تونستی بذاری آبروداری کنم.

88
00:07:06,640 --> 00:07:10,900
‫اینکه صاف تو روم بگی از پسش برنمی‌اومدم...
‫خیلی دردناکه.

89
00:07:10,900 --> 00:07:13,240
‫شرمنده، من خوب بلد نیستم حرف بزنم.

90
00:07:17,630 --> 00:07:20,370
‫داداش، چرا یهو زدی رو ترمز؟

91
00:07:20,730 --> 00:07:24,000
‫ز-زخمت... داره به شدت خونریزی می‌کنه!

92
00:07:24,000 --> 00:07:25,340
‫توی ماشین منتظرم بمون.

93
00:07:25,880 --> 00:07:28,210
‫اگه خونم روت بپاشه برات دردسر می‌شه.

94
00:07:29,590 --> 00:07:30,920
‫نگران نباش. من خوبم.

95
00:07:41,840 --> 00:07:44,940
‫این خون... چرا مثل اسید سولفوریکه؟

96
00:07:46,360 --> 00:07:48,140
‫داداش، چه بلایی سر بدنت اومده؟

97
00:08:12,830 --> 00:08:16,150
‫داداش، مطمئنی خوبی؟

98
00:08:16,150 --> 00:08:17,600
‫نباید بری بیمارستان؟

99
00:08:17,600 --> 00:08:19,420
‫یه زخم کوچیکه. خوب می‌شم.

100
00:08:26,300 --> 00:08:27,180
‫لو مینگ‌فی.

101
00:08:28,850 --> 00:08:30,550
‫چیزی که الان دیدی...

102
00:08:31,650 --> 00:08:34,560
‫داداش، نگران نباش. م-من راز نگه می‌دارم.

103
00:08:34,560 --> 00:08:35,990
‫خیالت تخت، خیالت تخت، خیالت تخت.

104
00:08:35,990 --> 00:08:36,910
‫ممنون.

105
00:08:38,860 --> 00:08:42,120
‫تو... امشب نرفتی رستوران؟

106
00:08:42,120 --> 00:08:45,120
‫امم... رفتم، ولی بعدش اومدم بیرون.

107
00:08:45,670 --> 00:08:48,380
‫پسر، داداش، تو خیلی محبوبی.

108
00:08:48,380 --> 00:08:50,250
‫چن ون‌ون واقعاً قبول کرد بیاد شام.

109
00:08:50,250 --> 00:08:51,410
‫من دعوت کردن بلد نیستم.

110
00:08:51,410 --> 00:08:51,980
‫ها؟

111
00:08:51,980 --> 00:08:54,930
‫فقط از اسم تو استفاده کردم
‫و کارت رستوران رو بهش دادم.

112
00:08:54,930 --> 00:08:57,010
‫پرسیدم میاد یا نه، اونم گفت آره.

113
00:08:57,010 --> 00:08:58,010
‫همین.

114
00:08:58,010 --> 00:09:01,560
‫معمولاً دخترا رو اینجوری دعوت می‌کنی شام؟

115
00:09:01,980 --> 00:09:02,560
‫آره.

116
00:09:02,560 --> 00:09:04,100
‫جواب هم می‌ده؟!

117
00:09:04,100 --> 00:09:05,810
‫یادم نمیاد تا حالا رد کرده باشن.

118
00:09:06,980 --> 00:09:08,560
‫باشه، تو بردی.

119
00:09:13,160 --> 00:09:14,500
‫چن ون‌ون؟

120
00:09:19,300 --> 00:09:21,450
‫ا-الو، چن ون‌ون؟

121
00:09:21,450 --> 00:09:22,870
‫رسیدی خونه؟

122
00:09:22,870 --> 00:09:24,250
‫تازه سوار ماشین شدم.

123
00:09:24,940 --> 00:09:28,380
‫چرا... امروز انقدر زود رفتی؟

124
00:09:28,380 --> 00:09:32,840
‫من... یه کار فوری پیش اومد. ببخشید.

125
00:09:33,390 --> 00:09:37,260
‫نه، فقط می‌خواستم بابت شام تشکر کنم.

126
00:09:37,260 --> 00:09:40,970
‫چیزی نبود. فقط... یه شام با هم‌کلاسی قدیمی بود.

127
00:09:45,020 --> 00:09:48,480
‫هنوز داری به زندگی دانشگاهی توی خارج عادت می‌کنی؟

128
00:09:48,480 --> 00:09:51,490
‫زندگی... خوبه.

129
00:09:54,140 --> 00:09:55,120
‫لو مینگ‌فی...

130
00:09:57,270 --> 00:09:58,040
‫بله؟

131
00:09:58,810 --> 00:10:01,340
‫تو... عوض شدی.

132
00:10:03,000 --> 00:10:05,160
‫دیگه مثل قبل نیستی.

133
00:10:09,310 --> 00:10:10,000
‫من...

134
00:10:11,440 --> 00:10:12,920
‫چ-چ-چن ون‌ون...

135
00:10:14,190 --> 00:10:15,960
‫چن ون‌ون، من در واقع دوستت...

136
00:10:23,370 --> 00:10:28,440
‫اینجا که... «لیک گاردن وان» نیست؟
‫همونجایی که با چن ون‌ون شام خوردم؟

137
00:10:28,870 --> 00:10:30,210
‫من چطور سر از اینجا در آوردم؟

138
00:10:34,960 --> 00:10:37,900
‫معلومه، من ترتیبشو دادم که بیای اینجا، داداش.

139
00:10:38,680 --> 00:10:40,520
‫لو مینگزه!

140
00:10:41,190 --> 00:10:43,130
‫من تو رو احضار نکردم.

141
00:10:43,130 --> 00:10:46,660
‫نگران نباش. این دفعه خودم داوطلبانه
‫اومدم برای پیگیری وضعیت.

142
00:10:48,180 --> 00:10:49,500
‫باز چه نقشه‌ای داری؟

143
00:10:49,990 --> 00:10:51,040
‫موزیک!

144
00:10:52,160 --> 00:10:54,840
‫تولدت مبارک، داداش!

145
00:10:55,870 --> 00:10:57,730
‫از کجا فهمیدی امروز تولدمه؟

146
00:10:58,220 --> 00:11:00,330
‫تو مهم‌ترین مشتری منی.

147
00:11:00,330 --> 00:11:05,060
‫من صادقانه بهت خدمت می‌کنم تا وقتی که
‫سه تا احضارِ باقی‌مونده‌ت رو استفاده کنی.

148
00:11:06,740 --> 00:11:07,820
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

149
00:11:10,460 --> 00:11:12,760
‫خیلی خب، تبریکت رو گفتی.

150
00:11:12,760 --> 00:11:14,540
‫بذار برگردم به دنیای واقعی.

151
00:11:14,540 --> 00:11:15,650
‫باید به پروازم برسم.

152
00:11:15,650 --> 00:11:18,240
‫نگران نباش. سفرت رو عقب نمی‌ندازم.

153
00:11:18,240 --> 00:11:20,200
‫آخه تو دنبال چی هستی؟

154
00:11:20,200 --> 00:11:22,360
‫من واقعاً از این رستوران خوشم میاد،

155
00:11:22,360 --> 00:11:26,140
‫مخصوصاً این میز،
‫واسه همین می‌خواستم دعوتت کنم اینجا.

156
00:11:26,140 --> 00:11:29,020
‫اینکه... فقط یه میز معمولیه؟

157
00:11:29,020 --> 00:11:32,750
‫در واقع، این یه صندلی معمولیه،

158
00:11:32,750 --> 00:11:36,380
‫ولی کسی که اینجا می‌شینه، یه دیدِ مسلط داره،

159
00:11:36,380 --> 00:11:38,950
‫جوری که انگار می‌تونه کل فضا رو کنترل کنه.

160
00:11:39,500 --> 00:11:43,640
‫این جایگاه، جایگاهِ قدرته.

161
00:11:45,210 --> 00:11:46,460
‫باز شروع شد.

162
00:11:46,460 --> 00:11:47,600
‫دوستش نداری؟

163
00:11:47,600 --> 00:11:51,540
‫آخه چطور ممکنه قدرتی که به قیمتِ
‫جونم تموم می‌شه رو دوست داشته باشم؟

164
00:11:51,540 --> 00:11:54,530
‫ولی تو قبلاً لذتِ قدرت رو حس کردی،

165
00:11:55,370 --> 00:11:56,310
‫مگه نه؟

166
00:11:56,820 --> 00:11:59,920
‫چه لذتی؟ عقلتو از دست دادی؟

167
00:11:59,920 --> 00:12:04,960
‫من حس می‌کنم که از شام خوردن
‫با چن ون‌ون خوشحال بودی.

168
00:12:05,440 --> 00:12:07,980
‫کیه که از شام خوردن با یه دختر خوشگل خوشحال نشه؟

169
00:12:07,980 --> 00:12:09,040
‫نه!

170
00:12:09,840 --> 00:12:12,160
‫تو پشتِ بهترین میزِ رستوران «اسپازیا» نشستی،

171
00:12:12,160 --> 00:12:14,480
‫داری شامپاینی می‌خوری که
‫بطری‌ای ۸۰۰۰ یوآن قیمتشه،

172
00:12:14,480 --> 00:12:17,920
‫غذایی می‌خوری که سرآشپز
‫کل بعدازظهر وقت گذاشته آمادش کنه.

173
00:12:17,920 --> 00:12:19,660
‫و اگه اراده کنی...

174
00:12:20,230 --> 00:12:21,800
‫چای ارل گری داغ، لطفاً!

175
00:12:22,580 --> 00:12:24,720
‫...می‌تونی هر چیزی داشته باشی.

176
00:12:25,260 --> 00:12:27,150
‫این یعنی قدرت.

177
00:12:27,150 --> 00:12:29,580
‫حتی اگه یه قدرت خیلی کوچیک باشه،

178
00:12:30,990 --> 00:12:33,760
‫بازم اون عطرِ مست‌کننده رو از خودش ساطع می‌کنه.

179
00:12:34,300 --> 00:12:37,310
‫تو هم الان حسش کردی، مگه نه؟

180
00:12:39,020 --> 00:12:42,530
‫باشه، تو کِرمِ توی شکمِ منی.
‫حرفی ندارم.

181
00:12:42,530 --> 00:12:45,120
‫داداش، اعتراف کن.

182
00:12:45,820 --> 00:12:49,280
‫چن ون‌ون الان یه شکارِ آسونه که توی چنگته.

183
00:12:49,280 --> 00:12:52,600
‫حالا که قدرت داری، دیگه مجبور نیستی
‫بهش به چشمِ یه آدمِ برتر نگاه کنی.

184
00:12:52,600 --> 00:12:55,980
‫حتی می‌تونی خم بشی، بلندش کنی،

185
00:12:56,520 --> 00:12:59,170
‫و هر کاری که باهات کرده رو ببخشی.

186
00:12:59,170 --> 00:13:01,330
‫اون لعنتی رو پاکش کن!

187
00:13:01,330 --> 00:13:05,260
‫هر چقدر هم عوض بشم، من خم نمی‌شم که
‫چن ون‌ون رو مثل یه دستمال کاغذی از زمین بردارم.

188
00:13:05,260 --> 00:13:07,770
‫نیازی نیست جوش بیاری. فقط یه شوخی بود.

189
00:13:08,570 --> 00:13:11,310
‫ولی داداش، بدون قدرت،

190
00:13:11,800 --> 00:13:13,550
‫هر کسی احساس حقارت می‌کنه،

191
00:13:14,060 --> 00:13:19,480
‫درست مثل گوزنی که شاخ نداره
‫و هیچ جایی توی گله نداره.

192
00:13:19,480 --> 00:13:20,770
‫برعکس،

193
00:13:20,770 --> 00:13:24,780
‫کسانی که قدرت دارن می‌تونن دخترایی که
‫به نظر دست‌نیافتنی میان رو

194
00:13:24,780 --> 00:13:26,820
‫به عروسک‌های گِلیِ توی خاک تبدیل کنن.

195
00:13:26,820 --> 00:13:30,290
‫حتی قدرتمندترین دشمنانت هم
‫جلوت زانو می‌زنن و التماسِ رحم می‌کنن.

196
00:13:30,810 --> 00:13:33,910
‫این... یعنی قدرت.

197
00:13:37,420 --> 00:13:39,370
‫می‌تونی بهش بگی شیطان‌صفت بودن.

198
00:13:39,370 --> 00:13:41,670
‫ولی تا حالا به این فکر کردی که شاید یه روز،

199
00:13:41,670 --> 00:13:45,280
‫وقتی قدرتت بیشتر و بیشتر بشه،

200
00:13:45,280 --> 00:13:49,680
‫حتی دست‌نیافتنی‌ترین دخترا هم برات
‫چیزی جز عروسک‌های گِلیِ توی خاک نباشن؟

201
00:13:50,460 --> 00:13:54,140
‫اون قدرت همین الان توی مشتته داداش،

202
00:13:54,740 --> 00:13:57,440
‫البته اگه مایل باشی که بپذیریش.

203
00:13:57,440 --> 00:13:59,110
‫توی مشتمه؟

204
00:13:59,690 --> 00:14:02,290
‫باشه! توی مشتمه.
‫قدرت رو بده به من.

205
00:14:04,200 --> 00:14:07,760
‫روزی می‌رسه که خالصانه به پام بیفتی و التماس کنی.

206
00:14:08,320 --> 00:14:11,310
‫اون موقع، هر چیزی که قول دادم رو بهت می‌دم.

207
00:14:11,900 --> 00:14:12,740
‫من دیگه می‌رم.

208
00:14:13,570 --> 00:14:15,210
‫داداش، تو الان نوزده سالته،

209
00:14:15,210 --> 00:14:17,830
‫پس لطفاً تا جای ممکن هوای کاسبیِ ما رو داشته باش.

210
00:14:17,830 --> 00:14:19,170
‫منتظرتم ها.

211
00:14:17,830 --> 00:14:19,170
‫هی... صبر کن!

212
00:14:20,280 --> 00:14:21,590
‫یه سوال ازت دارم.

213
00:14:21,590 --> 00:14:24,000
‫نظرت راجع به دخترایی مثل «چن ون‌ون» چیه؟

214
00:14:24,630 --> 00:14:26,950
‫دخترای خرخون مالی نیستن.

215
00:14:26,950 --> 00:14:29,010
‫من دخترای خوش‌هیکل رو دوست دارم!

216
00:14:30,140 --> 00:14:32,350
‫بازم لگد زدی!

217
00:14:37,620 --> 00:14:38,300
‫لو مینگ‌فی؟

218
00:14:38,300 --> 00:14:39,360
‫برگشتم.

219
00:14:39,360 --> 00:14:40,330
‫لو مینگ‌فی؟

220
00:14:41,410 --> 00:14:43,310
‫م-من اینجام.

221
00:14:44,680 --> 00:14:45,610
‫من...

222
00:14:46,300 --> 00:14:47,050
‫من...

223
00:14:47,760 --> 00:14:48,850
‫من راستش...

224
00:14:51,300 --> 00:14:52,800
‫من راستش قبلاً دوستت داشتم!

225
00:14:56,420 --> 00:14:57,250
‫من...

226
00:14:58,740 --> 00:15:01,000
‫می‌دونم، اما...

227
00:15:01,000 --> 00:15:01,920
‫دیگه گذشته.

228
00:15:01,920 --> 00:15:02,790
‫ها؟

229
00:15:02,790 --> 00:15:04,520
‫من بابت اون دوران ممنونم.

230
00:15:05,210 --> 00:15:07,160
‫با اینکه ما با هم نیستیم،

231
00:15:07,160 --> 00:15:10,490
‫ولی اون روزا خاطرات فراموش‌نشدنی زیادی برام ساخت.

232
00:15:19,570 --> 00:15:21,160
‫لو مینگ‌فی، تو عوض شدی.

233
00:15:22,130 --> 00:15:23,560
‫بزرگ شدی.

234
00:15:24,640 --> 00:15:28,190
‫عینِ خواهرم حرف می‌زنی.

235
00:15:30,040 --> 00:15:33,570
‫خب، امیدوارم کسی که دوستش داری رو پیدا کنی.

236
00:15:34,190 --> 00:15:34,810
‫آره.

237
00:15:35,380 --> 00:15:36,330
‫تو هم همینطور.

238
00:15:37,610 --> 00:15:38,330
‫آره.

239
00:15:39,940 --> 00:15:40,890
‫خداحافظ.

240
00:16:14,450 --> 00:16:15,820
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

241
00:16:16,980 --> 00:16:18,640
‫امم... بپرس.

242
00:16:19,040 --> 00:16:21,250
‫تو از چن ون‌ون خوشت میاد یا نونو؟

243
00:16:22,960 --> 00:16:24,830
‫من در واقع از هیچکدومشون خوشم نمیاد،

244
00:16:24,830 --> 00:16:27,380
‫یا شایدم از کسایی خوشم میاد که اونا هم دوستم داشته باشن.

245
00:16:27,380 --> 00:16:29,460
‫جدی باش، بگو از کدوم خوشت میاد،

246
00:16:29,800 --> 00:16:31,260
‫من می‌تونم کمکت کنم.

247
00:16:31,260 --> 00:16:34,630
‫چی داری می‌گی؟ بیخیال شو.

248
00:16:34,630 --> 00:16:35,680
‫واقعاً؟

249
00:16:36,010 --> 00:16:39,180
‫گفتم که، من فقط کسایی رو دوست دارم که دوستم داشته باشن.

250
00:16:39,180 --> 00:16:42,960
‫پس، فکر می‌کنی چه جور آدمی هستی؟

251
00:16:42,960 --> 00:16:43,790
‫من؟

252
00:16:45,440 --> 00:16:48,860
‫احتمالاً از اونایی که دوست دارن تا لنگ ظهر بخوابن،
‫بازی کامپیوتری کنن،

253
00:16:48,860 --> 00:16:51,610
‫رویاپردازی کنن، به چیزای الکی فکر کنن،

254
00:16:51,610 --> 00:16:54,730
‫و بعدش سه سال تمام یکی رو دوست داشته باشن
‫بدون اینکه جرات کنن اعتراف کنن.

255
00:16:54,730 --> 00:16:56,990
‫می‌دونم این جور آدما خیلی کسل‌کننده‌ن.

256
00:16:56,990 --> 00:16:58,470
‫ولی من این جور آدمی‌ام دیگه.

257
00:16:58,970 --> 00:17:00,400
‫داداش، می‌دونستی؟

258
00:17:00,400 --> 00:17:02,950
‫وقتی اولش رسیدم به رستوران اسپازیا، خیلی ذوق داشتم.

259
00:17:03,260 --> 00:17:04,210
‫ولی تو رفتی.

260
00:17:04,210 --> 00:17:07,550
‫آره، چون اون از من خوشش نمیاد.

261
00:17:08,040 --> 00:17:10,910
‫راستش، من اصلاً نمی‌دونستم اسپازیا چیه،

262
00:17:10,910 --> 00:17:13,690
‫و پولم نمی‌رسید که اونجا بهش یه همچین شام گرونی بدم.

263
00:17:13,690 --> 00:17:15,880
‫همینجوریشم کارت اعتباریم سقفش پر شده.

264
00:17:15,880 --> 00:17:19,460
‫در واقع این رئیس، سزار بود که مهمونش کرد غذای ایتالیایی.

265
00:17:19,460 --> 00:17:21,040
‫معلومه، رئیس کارش درسته.

266
00:17:21,040 --> 00:17:22,900
‫هر دختری از رئیس خوشش میاد، مگه نه؟

267
00:17:23,400 --> 00:17:27,640
‫اگه من بودم، فقط وسعم می‌رسید که کنار دکه، مهمونش کنم رامن.

268
00:17:28,170 --> 00:17:30,380
‫ولی حتی اگه فقط پولم به رامن برسه،

269
00:17:31,010 --> 00:17:32,770
‫امیدوارم هنوزم یکی باشه که دوستم داشته باشه.

270
00:17:34,330 --> 00:17:37,890
‫دارم چرت و پرت می‌گم. می‌فهمی چی می‌گم داداش؟

271
00:17:37,890 --> 00:17:38,870
‫می‌فهمم.

272
00:17:38,870 --> 00:17:40,590
‫ها؟ واقعاً؟

273
00:17:40,590 --> 00:17:41,620
‫آره.

274
00:17:41,620 --> 00:17:43,900
‫مردی بود که فقط رانندگی بلد بود،

275
00:17:43,900 --> 00:17:46,540
‫و امیدوار بود بقیه با وجود این، دوستش داشته باشن.

276
00:17:48,320 --> 00:17:51,440
‫کاری که یه نفر می‌تونه بکنه کاملاً به خط خونیش ربط نداره،

277
00:17:51,440 --> 00:17:53,130
‫بلکه به چیزی که می‌خواد به دست بیاره مربوطه.

278
00:17:53,130 --> 00:17:54,870
‫فکر می‌کنم ناتوانی تو توی تکمیل ماموریت

279
00:17:54,870 --> 00:17:56,720
‫به خاطر خط خونی یا توانایی‌هات نیست.

280
00:17:57,080 --> 00:17:58,420
‫به خاطر اینه که تو هدفی نداری.

281
00:17:59,130 --> 00:18:02,350
‫بدونِ داشتنِ هدفی که حاضر باشی براش همه چیزت رو بدی،

282
00:18:02,850 --> 00:18:04,810
‫موفق نمی‌شی.

283
00:18:05,750 --> 00:18:07,900
‫حتی اگه خط خونیت قوی‌تر از ما باشه.

284
00:18:10,050 --> 00:18:13,860
‫آخه من... برای کی باید جونمو به خطر بندازم؟

285
00:18:13,860 --> 00:18:17,710
‫هر کسی دلیلی برای به خطر انداختن جونش داره.

286
00:18:17,710 --> 00:18:18,820
‫تو داری جونت رو حفظ می‌کنی...

287
00:18:18,820 --> 00:18:21,390
‫و فقط منتظر روزی هستی که بتونی فداش کنی.

288
00:18:29,690 --> 00:18:32,950
‫ببخشید، انگار حرف بدی زدم.

289
00:18:30,630 --> 00:18:32,950
‫نه، اینطور نیست.

290
00:18:34,590 --> 00:18:35,760
‫تقریباً رسیدیم فرودگاه.

291
00:18:36,550 --> 00:18:37,330
‫بریم.

292
00:18:43,390 --> 00:18:44,510
‫همه چیز رو برداشتی؟

293
00:18:44,510 --> 00:18:48,020
‫آره، نیروهای ویژه کارت شناسایی و کتم رو بهم دادن.

294
00:18:48,910 --> 00:18:50,940
‫مسیر این پرواز از روی مدار شمالگان رد می‌شه.

295
00:18:50,940 --> 00:18:54,100
‫۱۰ ساعت طول می‌کشه، پس بعد از اینکه خوابیدیم می‌رسیم آنگوئو.

296
00:18:54,580 --> 00:18:57,540
‫خب، تولدت دوباره مبارک.

297
00:19:00,860 --> 00:19:03,340
‫ممـ... ممنون داداش.

298
00:19:03,340 --> 00:19:05,450
‫خسته‌م. می‌خوام بخوابم.

299
00:19:06,210 --> 00:19:07,290
‫شب بخیر.

300
00:19:10,700 --> 00:19:11,680
‫تولد...

301
00:19:12,340 --> 00:19:14,950
‫آدمایی که امروز تولدم یادشون بود شامل...

302
00:19:16,850 --> 00:19:19,220
‫رئیس سزار، فینگر...

303
00:19:20,150 --> 00:19:23,180
‫البته اگه پیام اون پسره تبریک حساب بشه.

304
00:19:23,500 --> 00:19:25,780
‫همینطور داداش چو، نورما...

305
00:19:31,650 --> 00:19:34,850
‫به عنوان خواهر بزرگتر، حتی یه تبریک خشک و خالی هم به داداش کوچیکت نگفتی.

306
00:19:34,850 --> 00:19:36,650
‫تولدم پنج ثانیه دیگه تموم می‌شه.

307
00:19:37,660 --> 00:19:40,360
‫تولدت مبارک،

308
00:19:40,360 --> 00:19:42,530
‫تولدت مبارک.

309
00:19:42,960 --> 00:19:45,530
‫لطفاً روی صندلی‌ها بنشینید، کمربند ایمنی را ببندید،

310
00:19:45,530 --> 00:19:46,790
‫و تلفن همراه خود را خاموش کنید.

311
00:19:45,530 --> 00:19:46,790
‫باشه.

312
00:19:47,490 --> 00:19:49,990
‫تولدت مبارک.

313
00:19:51,080 --> 00:19:53,790
‫صندلی خود را به حالت عمودی برگردانید و میز مقابل خود را ببندید.

314
00:20:26,370 --> 00:20:27,310
‫لو مینگ‌فی،

315
00:20:28,160 --> 00:20:29,260
‫تولدت مبارک.

316
00:20:31,810 --> 00:20:32,910
‫شب بخیر.

317
00:21:18,190 --> 00:21:19,360
‫این... این دیگه چیه...

318
00:21:19,360 --> 00:21:21,460
‫احتمالاً اعتصاب اتحادیه متروی شیکاگوئه.

319
00:21:21,460 --> 00:21:22,520
‫انگار یه هفته طول می‌کشه.

320
00:21:22,520 --> 00:21:23,520
‫ها؟

321
00:21:23,520 --> 00:21:26,590
‫عیبی نداره، با خط CC برمی‌گردیم کالج کاسل.

322
00:21:26,590 --> 00:21:29,590
‫با اینکه خط CC توسط خود کالج اداره می‌شه،

323
00:21:29,590 --> 00:21:31,920
‫ولی متاسفانه به متروی شیکاگو وصله،

324
00:21:31,920 --> 00:21:33,350
‫واسه همین احتمالاً اونم تعطیل می‌شه.

325
00:21:33,350 --> 00:21:36,690
‫آه... من هیچ شانسی توی خط CC ندارم.

326
00:21:36,690 --> 00:21:38,820
‫بیا همینجا تو شیکاگو بمونیم تا یه هفته.

327
00:21:38,820 --> 00:21:41,540
‫اگه برات سخت نیست، می‌تونی پیش من بمونی.

328
00:21:41,540 --> 00:21:42,820
‫هزینه اتاق با من.

329
00:21:42,820 --> 00:21:45,900
‫داداش، منتظر بودم همینو بگی. بریم اتاق بگیریم!

330
00:21:51,310 --> 00:21:53,910
‫از این همه ارتفاع رفتیم بالا...
‫می‌خوای خودکشی کنی؟

331
00:22:03,800 --> 00:22:05,260
‫واو...

332
00:22:05,260 --> 00:22:06,340
‫حالت خوبه؟

333
00:22:06,720 --> 00:22:07,500
‫آره.

